السيد موسى الشبيري الزنجاني
3731
كتاب النكاح ( فارسى )
الاختين و طلق الام مع عدم الدخول بها ، و حينئذ ففى ترجيح الثانية او التساقط وجهان . هذا و لكن وردت رواية تدل على تقديم بينة الرجل إلّا مع سبق بينة الامرأه المدعيه او الدخول بها فى الاختين ، و قد عمل بها المشهور فى خصوص الاختين ، و منهم من تعدى الى الام و البنت ايضا ، و لكن العمل بها حتى فى موردها مشكل لمخالفتها للقواعد و امكان حملها على بعض المحامل التى لا تخالف القواعد . 2 ) توضيح و بررسى عبارت عروه در فرض سوم : فرض سومى كه در عروه مطرح شده در جايى است كه هر دو مدعى بينه داشته باشند . اگر هيچكدام تاريخى براى وقوع عقد مطرح نكنند و يا هر دو يك تاريخ را بگويند هيچكدام بر ديگرى ترجيحى ندارد و تعارض و تساقط مىكنند و هر دو ادعا بدون بينه مىشوند . اما اگر هر دو ، تاريخ عقد را مشخص كنند و تاريخ يكى از آنها اسبق از ديگرى است در اين هنگام سه صورت وجود دارد . صورت اول : بينه اول ، هم به حدوث عقد شهادت مىدهد و هم به بقاء آن ، تا آن زمانى كه بينه دوم آن را زمان وقوع عقد در مورد شهادت خود قرار داده است . صوت دوم : بينه اول كه به تاريخ اسبق شهادت داده است فقط به حدوث عقد در آن تاريخ شهادت مىدهد ولى اين حدوث با عقد سلبى نسبت به ادعاى دوم كه زمان آن لاحق است ، ملازمه دارد و عقد لاحق را نفى مىكند . مثلًا زنى كه در عقد لاحق است مادر زنى است كه در عقد سابق است . وقتى بينه عقد سابق به حدوث عقد دختر در زمان اسبق شهادت مىدهند لازمه آن اين است كه اگر عقدى لاحقاً بر ام الزوجه صورت گرفته است باطل باشد زيرا ام الزوجه حرام مؤبد است پس عقد صحيحى بر او واقع نشده است . صورت سوم : بينه عقد سابق ، فقط به حدوث عقد شهادت مىدهند و ملازمه بين حدوث و بقاء آن عقد وجود ندارد و وقوع عقد سابق وقوع عقد لاحق را نفى نمىكند مثل اينكه دو دعوى درباره دو خواهر ، يا مادر و دختر باشد و عقد سابق در